دکتر ماکان آریا پارسا در مصاحبه ای ویدیویی نسبت به ادعاهای دروغ و بی پایه و اساس محمد جرجندی پاسخ داد. ویدیو در ادامه آورده شده است:

متن این مصاحبه در ادامه آورده شده است:

دکتر آریا پارسا: سلام وقت شما بخیر

آیا دکتر آریا پارسا یک آقا زاده است؟

دکتر آریا پارسا: بسیار عالی به نام خدا اگر منظور شما از آقازاده کسی هست که دارای اصل و نصب خانوادگی هست، قطعاً من یک آقازاده هستم. چرا چون پدر من یکی از جانبازی جنگ و یک ارتشی فداکار و مادر من یک فرهنگی بوده که سال‌ها توی مدارس و دانشگاه فعالیت علمی داشته است. اما اگر به مفهوم اینکه مثلاً ما یک پول باد آورده‌ای از یه جایی بهمون رسیده، خیر؛ اصلاً من آورده مالی از جایی نداشتم – حتی یک ریال – و کل مجموعه پارس را از صفر ایجاد کردیم.

معرفی گروه بین المللی پارس پندار نهاد

دکتر آریا پارسا: پارس پندار نهاد یک شرکت سهامی خاصه که بالغ بر ۱۵ سال از تاسیسش می‌گذره، بیش از ۴۰ میلیارد سرمایه ثبتی داره یعنی تو اداره ثبت، ثبت شده و شرکت سودآوری است، بسیار در زمینه‌های مختلف فعال بوده، نزدیک به هزار نیروی انسانی بیمه شده تحت تکلف داره، چندین زیرمجموعه متنوع داره؛ مثل مجموعه راه پارسی کانادا، مثل مؤسسه دادگران حق و عدالت، موسسه آموزش عالی فن پردازان که همگی مجموعه های بسیار قوی هستند. برنامه ای که برای آینده پارس پندار نهاد داریم باید بگویم که ما از آموزش سیستم‌های مدیریت کیفیت، کاریابی و … شروع کردیم وارد فضای املاک شدیم، کار املاک انجام میدیم، وارد اقتصاد فرهنگ شدیم،  روی پروژه‌های فرهنگی هنری مثل فیلم، موسیقی، سینما سرمایه‌گذاری می‌کنیم و تمام برنامه‌ریزی ما این هست که تو این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری خارجی داشته باشیم، فعالیت هایی هم هست که به زودی اخبارش را خواهید شنید.

پارس پندار نهاد جوایز متعددی از جاهای مختلف داره، هم مراجع ملی و هم مراجع بین‌المللی. بسیار شرکت پر افتخاریست، بسیار شرکت جوانیست، شرکتی است که افراد نخبه زیادی رو دور خودش جمع کرده و کارهای بزرگی را انجام میده و من مطمئنم که این شرکت در آینده اقتصادی کشور نقش قابل توجهی رو ایفا خواهد کرد.

محمد جرجندی کیست؟

دکتر آریا پارسا: آقای محمد جرجندی بمی – ایشون سابقاً کارمند بانک بودن، توی ایران توی قسمت IT یک بانک فعالیت میکردن. ایشون گروهی رو با یک سری از دوستانشون تحت عنوان شبگرد داشتن که فعالیت‌های سایبری و هک انجام می دادند. زمانی که ایران حضور داشتن توی وب سایت‌های دستگاه‌های امنیتی غذایی کشور نفوذ و هک می‌کنه. ایشون به خاطر انجام همین کار ایشون زندان اوین؛ توی زندان اوین پشیمون میشه – تصورش این بوده که اگر این کارو انجام بده احتمالاً منافعی براش خواهد داشت، پست و جایزه‌ای بهش میدن که یه همچین کاری کرده – ولی به خاطر این کارش به زندان میفته و پشیمون میشه و با سیستم‌های امنیتی کشور همکاری می‌کنه – شما اگر رأی محکومیت ایشون را ببینید باید حداقل چند سال به خاطر این کار زندان می‌رفته – ولی ایشون یک مدت محدودی زندان بوده و بعد با توجه به همکاری ای که با نهادهای امنیتی داشته مقداری از مجازاتش بخشیده شده و از زندان آزاد میشه. زمانی که از زندان آزاد میشه، دوستانش بهش پیشنهاد می دهند که با توجه به کاری که انجام داده و حکمی که گرفته به ترکیه بره و پناهنده بشه.

ایشون دقیقاً همین کارو می‌کنه یعنی رأی دادگاه رو برمی‌داره و ازش استفاده میکنه. میره ترکیه و به کشور ایالات متحده آمریکا پناهنده میشه. عنایت داشته باشید زمانی که شما پناهنده میشید، باید اثبات بکنید که جون من در خطر هست و باید بگویید که اگر من برگردم به کشورم ممکنه اتفاقی برام بیفته. لذا باید کارهایی انجام دهید که به قول گفتنی اپوزیسیون نمایی است. یعنی خودتونو ضد حاکمیت مملکت نشون بدید. با انجام این کارهاست که پناهندگی شما تایید میشه و شما را در کشور مقصد نگه می دارند. یکی از دلایلی که ایشون همچنان علاقه‌مند هست که خودش را به عنوان اپوزیسیون نشون بده اینه که پناهندگی ایشون باید تمدید بشه تا بتونه پاسپورت آمریکا را همچنان داشته باشه.

در رابطه با سایت وب آموز باید بگویم که وب سایت وب آموز سایتی است که ایشون داشته و در اون سایت بسته‌های آموزشی و … در زمینه امنیت سایبری می فروخته و به نوعی از این راه کسب درآمد می‌کرده است. خب چون خود من هم چند سال پیش بحث آموزش الکترونیک را داشتم به گونه ای رقیب آموزشی منم محسوب می شده است و کینه و عداوت این مدلی هم ایشون از بنده دارند؛ و این مورد هم به شکلی مزید بر علت میشه بابت اقداماتی که علیه ما انجام داده است.

داستان مدارک جعلی چیه؟

دکتر آریا پارسا: بیایم از نقطه نظر عقلانی به موضوع نگاه کنیم ایشون رفته یه سایت آمریکایی را هک کرده و یه لیست 300 نفری از توی اون درآورده و میگه اینا مدرک دکترا گرفتند. دروغ اولش اینجاست که همه افرادی که توی اون لیست قرار دارند، دکترا ندارند. یکسری از انها کارشناسی و کارشناسی ارشد هستند، یکسری از انها تکراری هستند. مثلا یک نفر هست که چند تا مدرک داره و … .

حالا ما فرض می‌کنیم که این لیست ۳۰۰ نفر باشند. مبلغی هم که مثلا ما دریافت کردیم بین ۳ تا ۵ میلیون است. فرض میکنیم برای هر مدرک ۵ میلیون تومان دریافت شده. 300 تا ۵ میلیون تومان میشه ۱ میلیارد و نیم. این اتفاق سال ۹۵ افتاده است. ما با درنظر گرفتن نرخ تورم، این عدد را ضربدر ۱۰ می کنیم. یعنی یک میلیارد و نیم سال 95 حدودا میشه 15 میلیارد در سال 1402. من در حال حاضر دارم دو برابر این مبلغ را فقط به کارمندهای شرکت حقوق میدم. فرض کنید که ماکان آریا پارسا تصمیم گرفته که آبروشو به حراج بگذاره. با ۱۵ میلیارد تومنی که نصف حقوق ماهیانه پرسنل من میشه، غیر منطقی است. اصلا این مبنای عقلی نداره که یه نفری بخواد آبروشو با این مبلغ کم به حراج بگذاره. خیلی این حرف اشتباه است. یعنی حتی از نقطه نظر عقلانی هم این موضوعیت نداره.

ماجرای فروش مدارک جعلی

دکتر آریا پارسا: ببینید خب من سال‌هاست که در حوزه آموزش فعالیت دارم (حدود 15 تا 20 سال). چون خانواده منم فرهنگی بودن مؤسسه آموزش عالی داشتیم، آموزشگاه فنی حرفه ای و مؤسسات آموزشی متنوع. خدمت شما عرض کنم که چند سال پیش فردی میاد و به ما مراجعه میکنه و میگه: ” افرادی که شما به اونها آموزش میدی را بیایید به من هم ارجاع بدید. من هم یک سری آزمون از اونها می‌گیرم و در نهایت یک سری مدارک دانشگاهی خارجی را برای اونها صادر می کنیم.” ما این کار را از وزارت علوم تحقیقات فناوری استعلام میکنیم که آقا ما اجازه همکاری با این مجموعه‌ها را داریم یا خیر؟

جواب استعلام این بوده که همکاری با فلان موسسه آموزشی بلامانع است. خب ما این نامه استعلام را داشتیم و یک تعداد خیلی کم – شاید حدود ۱۰ نفر – را ما به اون فرد ارجاع می دهیم. این فرد بعدا در مشهد به جرم مدارک جعلی دستگیر میشه. یه تعدادی از افرادی که ما ارجاع دادیم این مدارک را از اون فرد دریافت می کنند.

ببینید نکته‌ای که مهمه اینه ما اصلا این مدارک رو صادر نکردیم. هیچ ارتباطی بین ما و بین صدور این مدارک وجود نداره. آقای جرجندی توی وب سایت وب آموز میاد چند تا دلیل ارائه می‌کنه، میگه این دانشگاه جعلی مال بنده است. دلایلش چیه؟ میگه ایشون این موضوع را توی یک کانال تلگرامی تبلیغ کرده است. در جواب باید گفت که ما تبلیغ کردیم؛ گفتیم که یک همچین فرصتی برای افراد وجود دارد. می توانید مثلا این دوره رو بگیرید با همکاری فلان فرد چنین مدرکی به شما داده می شود. ولی مگر ما مدرک را پرینت کردیم، چاپ کردیم دادیم دست مردم؟ به ما چه ربطی داره؟ اون فرد را توی مشهد گرفتند. به 20 سال حبس محکوم شده. طرف رفته زندان و محکومیتش را هم طی کرده اصلا به ما چه ربطی داره؟

دلیل بعدی هم این است که ایشون یک صدایی را به یکی از کارمندهای ما منتصب میکنه و میگه که مثلاً ایشون داره این خدمت را مشاوره میده. بازم چه ربطی داره؟ اولاً باید خود این صدا (voice) صحت سنجی بشه؛ حالا ما اصلاً فرض را بر این می‌گذاریم که ویس مربوط به ماست. خب چه ربطی داره؟ چطور ایشون میتونه صدور این مدارک را اثبات کنه؟ من که نگفتم روی این موارد تبلیغ نکردم، من که نگفتم تعدادی از دانشجوها را معرفی نکردم، ولی من کی اینو صادر کردم؟ چه ارتباطی بین من و این مدارک وجود داره؟ whois سایتش مال من بوده؟ دادگاه اومده مدارک را در محل کار من پیدا کرده؟ این ها که همگی جای دیگه کشف شده، همه اونها مستند شده، جاهای دیگه پیدا شده و حتی یه مکانی را از اون فرد توی مشهد کشف کردند که مدارک اونجا بوده است. اصلاً به ما چه ربطی داره؟ واقعاً من ارتباط بین صدور این مدارک را با خودم نمی‌فهمم.

بحث سر این است که ایشون چطوری می‌تونه این ادعاها را ثابت کنه؟ ایشون صدور را بیاد با دلایل متقن به من منتسب کنه. بله ما تبلیغ کردیم. اجازه هم گرفتیم که با اون فرد همکاری کنیم. صدور مدارک به ما چه ارتباطی داره؟ ایشون میگه مثلاً شما توی انگلستان شبیه به این دانشگاه را ثبت کردی.

اولاً ثبت کردن شرکت توی انگلستان را همه می‌توانند انجام بدهند. تو می‌تونی بروی به نام مثلا یک هنرپیشه یک شرکتی را توی انگلیس ثبت کنی. حتما نباید به نام خودت باشه (می توانی به نام یه فرد دیگر شرکت ثبت کنی).

دلیل دوم اینکه فرض بفرمایید که ما اصلاً رفتیم یک شرکتی مثلاً به نام دانشگاه داوطلبان نیویورک تو انگلیس ثبت کردیم؛ خب چه ربطی داره؟ چه ربطی داره به صدور مدارک جعلی؟ ممکنه که یک کسی مثلاً من یه اسمی یا یه چیزی را داشتیم کار می‌کردیم رفتیم شرکتی ثبت کردیم که بعدا از مزایای اون استفاده کنیم؛ این چه ربطی به صدور مدارک جعلی دارد؟ این ارتباطش با صدور، پرینت گرفتن، مهر زدن، تأیید کردن و … چیه؟ مگه این مدارک و مهر و … در دفتر من کشف شده است؟ یا مثلاً من انجام دادم؟ چه دلیل متقنی وجود داره؟ هیچی. حرفای ایشون باد هواست.

ماجرای فروش مدارک آیلتس

دکتر آریا پارسا: ببخشید آیلتس، مراکزی داره؛ خب یه سری دزی نیتد هستند این مراکز توسط آدمهای تأیید شده آیلتس مدیریت میشوند. مگه دست منه؟ که مثلاً من بگم از فردا تشریف بیارید من یک دونه آیلتس بدم به شما. ما چیکاره ایم؟ یکسری مراکز داره که یه مدتی هم داخل ایران بسته بودند. حالا مثل این که جدیداً یک مدل هایی از این مراکز را باز کردند. اصلاً این مراکز یکسری شرکتهای سابقه‌دار هستند که مثلاً 10 تا 20 ساله دارند آزمون آیلتس برگزار می کنند. خب این چه ربطی به من داره؟ اگه منظورشون اینه که من افراد را ارجاع میدم به این مراکز – مثلا من میگم آقا بیا برو پیش فلان آقا، اون این کار را برات انجام میده – اون مراکز باید سنتر آیلتس باشند. شخص نمی تونه مدرک آیلتس چاپ کنه. این مدرک بین المللی است و باید توسط یه مرکز قانونی صادر بشه. بعد من یک سؤال دارم اگر یک سنتر بخواد تخلف کنه من را می‌خواد چیکار؟ خودش ان قدر متقاضی داره که اصلاً نیاز نیست بیاد سراغ من و از من متقاضی بگیره. ببینید اینها یکسری حرف های دروغ است که ایشون داره با آب و تاب تعریف میکنه.

آیلتس ارزشمنده کسی که بتواند آیلتس انجام بده با ۵ یا ۶ هزار دلار انجام نمیده. بعد اصلاً چرا باید پولش را به من بده؟ خودش انجام میده. که اصلاً این کارها را نمی‌کنند. من که ندیدم. این چه حرف هاییه؟ همه استنادات ایشون اینه که یکی بهش پیام داده، اسکرین شات این پیام را گرفته؛ اصلا اون فرد می تونه خودش به خودش پیام بده و اینو بگذاره بگه اینها چنین حرفی را زدند.

مرد حساب! اینا که دلیل نشد. اگه اینجوریه که من میگویم شما با رئیس جمهور اسرائیل در ارتباط هستی؛ یه اسکرین شات هم میارم که یکی این را یکی به من گفته، اینم به عنوان سند منتشر می‌کنم. آخه اینا که دلیل نشد. ما دلیل منطقی و متقن می خواهیم. اینا واقعاً خیلی حرف زشتی هست.

یا مثلاً ایشون میاد در رابطه با مدارک ایزو یه حرف هایی می زنه. ایشون رفته مثلاً اسم ما را توی سایت نیسی که مال سازمان ملی استاندارده در آورده و میگه ایشون مجوز از سازمان ملی استاندارد نداره. در زمینه ایزو فعالیت کرده پس کلاهبرداری است. نکته اول اینکه مجوز استاندارد من در حوزه آموزشه، نه در حوزه صدور گواهی‌نامه سیستم‌های مدیریت کیفیت ایزو؛ مجوز من مربوط به صدور آموزش است و سال‌ها هم این مجوز را دارم. در سطح ملی هم این مجوز را داریم. جایزه‌های اون را هم گرفتیم و فوق‌العاده خوب عمل کردیم. این نکته اول؛ مجوزی که ما برای استقرار سیستم‌های مدیریت کیفیت داریم اصلاً از وزارت صنعت معدن و تجارته. چه ربطی داره که شما بری تو سایت نیسی دربیاری؟

اینها مغلطه است و ما هم اصلاً نگفتیم که ایزوی سازمان ملی استاندارد انجام دادیم؛ من بر اساس مجوزی که تو وزارت صمت داشتم – در گذشته هم این کار را انجام می دادیم، الان دیگه خیلی برامون صرفه اقتصادی نداره و در حال حاضر چنین فعالیتی نداریم – در گذشته  می‌رفتیم، بررسی می‌کردیم، تحلیل سیستم مدیریت کیفیت می‌کردیم و گزارش اون را هم تقدیم می‌کردیم و گواهی اش را می‌دادیم. این اصلاً چه ربطی به سازمان ملی استاندارد داره؟ چه ربطی به نیسی داره؟

بعد وقتی من میگم که اصطلاح لمپن فضای مجازی را من برای ایشون به کار می‌برم به خاطر تیترهای خبری است که ایشون وقیحانه می نویسه؛ ایشون نوشته “خانم‌های چند منظوره در شرکت پارس بدانند.” خیلی زشته، خیلی زشته، خیلی وقیحه. تو یک مرد هستی، تو باید جنتلمن رفتار کنی، وقتی میگه خانم چند منظوره، آدم تو ذهنش یک فکرایی می‌کنه دیگه. توی توضیحات اون خبر نوشته خانم های شرکت پارس پندار نهاد چند تا خدمت را بازاریابی می‌کنن و می‌فروشند. ولی تیتری که به کاربرده “خانم‌های چند منظوره” است. ببینید انسان باید جنتلمنانه یا مردانه رفتار کنه؛

آدم اگر دشمنی هم میکنه باید دشمنی اش را مردانه انجام بده. نه اینکه برداره همچین تیتر زشتی را به کار ببره. ما که ناراحت نمی شویم.  بالاخره هرکسی شخصیت خودش را نشون میده. منش خانوادگی خودش را هر کس با حرف هاش نشون میده. ولی اینکه یک خانمی بیاد خدمات مختلفی را ارائه کنه، مشکلی نداره. تیم فروشه دیگه، به ایشون ۱۰ تا خدمت میدن، میگن روی این خدمات کار کن. تو سی آرمش میاد، مشتریان رو مدیریت می‌کنه، انجام میده؛ خب این چه اشکالی داره؟ این چه اصطلاح زشتیه که به فردی که مثلاً مشاوره خدمات سیستمهای مدیریت کیفیت میده و مشاوره آموزشی هم میده بگوییم خانم چند منظوره. ببینید آدم باید در زندگیش حتی اگر دشمنی هم می‌کنه مرد باشه و مردانه دشمنی کنه. خب این کارها جز اینکه شخصیت خانوادگی آدم را نشون میده و پشت پرده ذهنی ما رو عیان کنه چیزی را نشون نمیده.

ماجرای فروش مدارک به نمایندگان مجلس

دکتر آریا پارسا: خب این مورد، یکی از اون دروغ های بسیار شاخدار، پر آب و تاب، بسیار زننده و زشت هست. مدارک خارجی در کشور ما باید به تأیید وزارت علوم تحقیقات و فناوری برسه و ارزشیابی بشه. یعنی شما وقتی مدارک خارجی ارائه می کنید، یک فضایی توی وزارت علوم وجود داره به نام ارزشیابی مدرک خارجی. شما باید مدرکتون را ببری اونجا، ارزشیابی بشه. یکی از شروط وزارت علوم برای اینکه مدرک خارجی را تأیید کنه اینه که اولا دانشگاه باید معتبر باشه و ثانیا یکی از شروط مهمش اینه که شما باید پاسپورت تون را نشون بدی، در زمانی که میگی من داشتم دوره ای را در اون دانشگاه تحصیل می کردم باید توی اون کشور خارجی حضور داشته باشی.

من یه سؤال دارم، مگه نمیگن این مدارک جعلی است؟ خب آیا اون نماینده مجلس اون زمان توی خارج از کشور حضور داشته است؟ اگر مدرک مربوط به آمریکا است، باید توی اون زمان آمریکا بوده باشه. آیا حضور داشته؟ حضور نداشته. پس مورد تایید ارزشیابی وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیست. به طبعش مدارکی که ارزش‌یابی وزارت علوم رو نداشته باشه، توی شورای نگهبان رد میشه. پس اصلاً تو نمی‌تونی با این مدارک، نماینده مجلس بشی. یه دروغ خیلی بزرگه. طرف میگه ایشون مثلاً تو رزومه اش یکی بهش گفته خانم دکتر. خب چه ربطی داره؟

بارها شده که من خیلی ها را در خیابان دیدم که بهشون میگویند دکتر، مهندس و … . زمان مصاحبه هم همینه.   مثلاً می‌خوان به طرف احترام بگذارند. خب حالا این یک بعد قضیه است. پس کسی با مدارک جعلی نمی‌تواند نماینده مجلس شود. این یه نکته اول.

نکته دوم حتی اگر کسی مصاحبه کرده باشه گفته باشه من دکترم و مثلا مدارک جعلی خارجی ارائه کرده باشه. باز چه ربطی به من داره؟ مگه من برای ایشون مدرک چاپ کردم؟ من به ایشون مدرک دادم؟ من یه سؤال دارم اگر شما فرضاً میری از یک خودروسازی نمایندگی می‌گیری و یک خودرویی را به یک شخصی میدی؛ این خودرو مشکل داشته باشه، چه ربطی به نمایندگی داره؟ ما قراردادی داشتیم که وزارت علوم هم تأیید کرده است. تعدادی از دانشجوهام که دوره‌های مدیریتی ما رو تموم کرده بودند، رفتند شرکت کردند و تموم شده است.

ببینید ما به خاطر این قضیه دادگاه رفتیم، نه یک بار، نه دو بار، بارها و بارها. خدا را شکر تصاویر من هم هست که به عنوان مطلع حاضر شدم. همانطور که می دانید مطلع یعنی شاهد، یعنی کسی که از یک موضوعی اطلاع دارد. من توی اون دادگاه مشهد احضار شدم بارها و بارها. گفتند ارتباط شما چی بوده؟ توضیح بده و … . من بارها رفتم شرکت کردم توی دادگاه‌های متنوع حتی در نهایت ما همکاری کردیم با سیستم قضایی، گفتیم آقا اینجوری بوده اینجوری بوده نکات این بوده و … . اون شخص اصلی رو گرفتند، زندانش هم رفته، یک تعداد زیادی هم بودند، این ارتباطی به ما اصلاً نداره، هیچ ارتباطی به ما نداره، ایشون یکی از چیزهایی که خیلی پروپاگاندا می‌کنه و دربارش صحبت می‌کنه اینه که هیچکس به تخلفات این آقا رسیدگی نکرد، سال‌ها ما گفتیم ولی … . چی میگی؟ کی میگه رسیدگی نکرد؟ تو کجا بودی؟

ما سال ۹۵ دادگاه رفتیم. تو سال ۱۴۰۰ مطرح کردی. تو از کجا می‌دونی تو این ۵ ساله ما کجا رفتیم کجا نرفتیم؟ من الان شعباتش هم خدمتتون میگم. شعبه ۷۵۱ دادسرای مشهد، شعبه 290 دادسرای مشهد، شعبه ۲۹ بازپرسی، شعبه ۵ دادیاری، شعبه – فکر می‌کنم – هفت بازپرسی اصفهان. ما همه اینجاها دادگاه رفتیم جواب دادیم. یعنی چی که به تخلفات رسیدگی نکرد؟ رفتیم و تبرئه شدیم، آرای دادگاه هم وجود داره. اصلاً این حرف یک دروغ آشکار بزرگه، اگر ما واقعاً تخلفی کرده بودیم که تبرئه نمی شدیم. فرض کنید ما یه جا نفوذ کردیم دو جا نفوذ کردیم؛ مگه میشه مثلاً توی هفت-هشت جا به خاطر یه موضوعی بری دادگاه، همه جا هم تبرئه بشی و بیای بیرون. این خیلی دروغ بزرگیست.

ماجرای سفر دکتر آریا پارسا به پاریس

دکتر آریا پارسا: این موضوع خیلی جالبه. ادعاشون را براتون مطرح می‌کنم، اصلاً بشنوید که بدونید چقدر حرف های ایشون بی پایه و اساس است. من یک زمانی پاریس بودم، همزمان مثل اینکه دو نفر که گرداننده شبکه‌های قمار بودند هم در پاریس حضور داشتند. بعد ایشون میگه چون ایشون اون موقع پاریس بوده، اونا هم پاریس بودند، پس اینا با هم ارتباط داشتند.

یا ابالفضل! من الان که در تهران هستم، چهار تا قاتل هم تو تهران هستند، یعنی من با این قاتل ها ارتباط دارم؟ شما – آقای مهندس – که الان اینجا حضور دارید، همین الان ممکنه که یک دزدی هم مثلاً تو این خیابون داره راه میره، پس 100 درصد نتیجه می گیریم که شما هم باهاش در ارتباط هستید. آقا این چه دلیلیه؟ این چه حرفیه؟ الان که آقای جرجندی در امریکا حضور داره، آقای ترامپ هم آمریکاست، من مطمئنم که جرجندی با ترامپ در ارتباطه. این چه حرفیه؟

استناد ایشون اینه ما همزمان پاریس بودیم. اصلاً معلومم نیست که آیا واقعا ما همزمان پاریس بوده باشیم؟ ایشون یک عکس از من گذاشته که من پاریس بودم، اصلاً شاید اون طرف یه ماه یا یک هفته قبل یا بعد من در پاریس بوده باشه. این تقدم تأخر زمانی را چطوری می‌خواهی اثبات کنی؟ هیچی! یک عکس گذاشته، بعد یک اسکرین شات از پیام یک فرد که اصلاً معلوم نیست کیه گذاشته، گفته الان که فلانی پاریس است و این افراد هم پاریس هستند، پس اینها با هم در ارتباط هستند. یعنی کل سند ایشون یک عکس از من توی پاریس و یک تکه اسکرین شات از پیام یک کسی است که اصلا معلوم نیست کیه. تو رو خدا یک دلیل منطقی بیارید. آدم حداقل خنده‌ش نگیره.

آخه این چه حرفیه؟ بذارین یه چیزی بگم. آقای نتانیاهو – نخست وزیر اسرائیل – بارها به آمریکا سفر کرده است. همون موقع آقای جرجندی هم آمریکا بوده، به نظر من آقای جرجندی با موساد یه ارتباطی داره. آخه این چه حرفیه؟ اسکرین شات دارم که یکی این حرف را بهم زده! زشته این حرف ها. حداقل یک چیزی بگو که کسی به شما نخنده، این که خیلی زشته. واقعاً من نمی‌دونم چی بگم!

استفاده از رپورتاژ آگهی

دکتر آریا پارسا: خب ببینید شرکت پارس یک مجموعه تجاری است، ما بخش خصوصی هستیم و درآمدمون را خودمون ایجاد می‌کنیم. بودجه‌ای که نداریم. مسلمه که به دنبال روش‌های تبلیغاتی میریم. حالا روش‌های تبلیغاتی میتونه بیلبورد باشه، می‌تونه رسانه‌ها باشه، می‌تونه اینستاگرام باشه یا حالا هر چیز دیگه ای. یکی از این موارد تبلیغات، رپورتاژ آگهی است؛ مسلمه که ما برای بهتر نشون دادن مطالب خودمون از هر روش تبلیغاتی مجاز که وجود داشته باشه – از جمله رپورتاژ آگهی – استفاده می‌کنیم. اینکه چیز بدی نیست.

ایشون ادعا می کنه که چون بنده از رپورتاژ آگهی استفاده می کنم می خواهم مطالب ایشون (جرجندی) دیده نشه. اولاً مطالب شما کذب است. اگر دیده نشه به نفع شنونده و بیننده است، چرا که شنونده و بیننده کمتر دچار آلودگی صوتی و بصری بصری میشه، ثانیا اینکه بالاخره وقتی شما یک حرفی می‌زنید ما هم باید برویم از خودمون دفاع کنیم. دفاعیات رو مطرح کنیم، این موارد را توی رپورتاژ ها بگذاریم و منتشر کنیم. این کار بدی نیست. شما هم انجام بده. شما هم برو ۲۰۰ تا رپورتاژ آگهی بده براتون منتشر کنند. شما که مرتب از اینجا اونجا بک لینک می‌گیری – حالا من اصلا نمی‌دونم بک لینک چیه ولی  بچه‌ها به من اطلاع دادند که می‌گیره – شما که داری این کارها را انجام میدی، بگذارید بقیه هم انجام بدهند. این اشکالی نداره که هر کسی مطالبی دارد به هر روش تبلیغاتی که می‌تواند آن را در معرض دید مخاطب قرار دهد.

یه نکته جالبی هم که می‌خواستم بهتون بگم – شاید براتون جالب باشه – ایشون الان ادعا می‌کنه که مهم‌ترین پرونده اش منم. من یک سؤال دارم، پرونده ای که ایشون ادعا می کنه برای ما درست کرده نه از نظر مالی نه از نظر کاری (هیچ نظری) نسبت به پرونده های دیگر ایشون اون حجم و گستردگی را نداره. چرا ما آنقدر برایش مهم هستیم؟ در صورتیکه از بقیه یک مطلب می گذاره و از آن عبور می کند؟ دیگه درباره اونها صحبت نمی کنه؟ من به شما میگم؛ ایشون انتفاعات مالی از اون افراد به دست میاره که از ما به دست نمیاره، لذا داره تلاشش را می‌کنه که حالا بتونه روی ما یک فشاری بگذاره، بلکه بتونه به یک آورده‌ای از ما برسه.

جدا از اون، بالاخره ما به شدت علیه ایشون پیگیری های مختلف قضایی کردیم. من با افتخار میگم من تنها کسی هستم که الان دارم تلاش می‌کنم – به صورت بخش خصوصی – روی چراغ اینترپل ایشون کار می‌کنم. مطالبی که ایشون به کمک آنها سعی می‌کرد خودش را یک آدم مصلح توی مملکت نشون بده از فضای مجازی ایران حذف کردم. سایتش را فیلتر کردیم. حسابهای بانکی او را که از طریق اونها در ایران کسب درآمد می‌کرد را به دستور قضایی توقیف کردیم. اقدامات متعدد قضایی انجام دادیم. پرونده‌های قانونی علیه ایشون تشکیل دادیم و او را رها نمی‌کنیم؛ تا زمانی که ایشون به اونجا برسه که داره اشتباه می‌کنه و عذرخواهی رسمی کنه و سعی کنه مسیری را که رفته جبران کنه، اون موقع هست که ممکنه ما هم یک تغییراتی تو روندمون انجام بدیم. قطعاً این پرونده رو نمی‌بندیم ولی سعی می‌کنیم به ایشون به اندازه اقداماتش کمک کنیم.

انجام اقدامات بین المللی علیه محمد جرجندی

دکتر آریا پارسا: آقای محمد جرجندی در حال حاضر گرین کارت آمریکا را داره و به نوعی شهروند آمریکاست، هنوز پاسپورت اونجا را نگرفته، ولی در حقیقت یه مدت زمانی که بگذره می تونه درخواست پاسپورت بده و تابعیت اونجا را بگیره. این کارهایی که می‌کنه احتمالاً موقع تابعیت گرفتن به ضررش تموم میشه. چون ما هم همینجوری ساکت نمیشینم که ایشون هر چی دلش میخواد بگه و بالاخره اگر شکایتی علیه ایشون تو فضای بین‌الملل ثبت بشه توی روند مهاجرتی ایشون به شدت تأثیرگذار است.

مشکل چیه؟ اصلی در ایالات متحده آمریکا و در اکثر کشورهای غربی وجود داره به نام اصل آزادی بیان، یعنی تو می‌توانی هرچی دلت می‌خواهد بگویی، اما اگر یک طرفی ثابت کن که تو حرف‌های دروغی زدی و خسارت مالی وارد کردی – ببینید نکته اش خسارت مالیه – اون طرف میتونه از شما شکایت کنه و ازتون غرامت بگیره. شما می‌بینید مثلا علیه یک رئیس جمهور یه سری صحبت ها میشه، مثلاً یک روزنامه‌ای جنجال به پا می‌کنه اون رئیس جمهور یا اون فرد مسئول میره شکایت می‌کنه و غرامت می‌گیره. اونجا باید غرامت پرداخت کرد. خب برای اینکه شما بتوانید علیه ایشون اقدامات بین‌المللی کنید، باید چند تا چیز را ثابت کنید؛

یک – به تو خسارت مالی وارد شده؛ من چون شرکت ایرانی هستم و تحریم هستیم، نمی‌توانم بگویم به خاطر حرف های اشتباه ایشون فلان خسارت مالی به من وارد شده و از من قبول نمی‌کنند. این یک مشکل قضیه است، مشکل دوم چیه؟ من هویت خارجی ندارم خود من اقامت یا در حقیقت سیتیزن شیپ کشور مثلاً آمریکا یا کانادا و … نیستم. من ایرانی هستم. چون من خارجی و آمریکایی هم محسوب نمی شوم، تو این زمینه هم مشکل داریم. حالا ما اومدیم چیکار کردیم، چون در حقیقت یک راهکارهایی وجود داره که شما بتوانید درخواست غرامت بدهید؛ مثلاً ما شعبات خارجی هم داریم که فعالیت می کنند. اگر اونها بتوانند اثبات کنند که از صحبت های ایشون ضرر مالی درست میشه – که مستنداتش داره آماده میشه، ایشون فکر کرده ما فراموش کردیم این قضیه را، هرگز فراموش نمی‌کنیم، هرگز. ما تا ایشان را سر جایش نشونیم رهایش نمی کنیم. داریم این مستندات و داکیومنت ها را آماده می کنیم. متاسفانه زمانبره و ایشون فکر می‌کنه ما فراموشش کردیم.

خبر بعد اینکه آقای جرجندی می‌دونم که این ویدیو رو می‌بینی، ما هیچوقت فراموشت نمی‌کنیم، رهایت نمی‌کنیم، زمانبر هست، ولی قطعاً نتیجه می‌گیریم. ایشون باید غرامت بده. حالا هرچی ایشون بیشتر حرف بزنه باید بیشتر غرامت بپردازه. یک سال حرف بزنه، اندازه یک سال غرامت می پردازه. ۱۰ سال حرف بزنه، غرامتش به اندازه 10 سال محاسبه میشه. اگر مثلا غرامت حرف های یک سال ایشون 1 میلیون دلار باشه، اگه 5 سال حرف بزنه میشه 5 میلیون دلار غرامت. این اتفاقی است که برای ایشون داره میفته، چون ما در حقیقت ابلاغیه وکیل برایش فرستادیم، او را از طریق وکیل خارجی از جرایمش آگاه کردیم.

از اون روزی که ما این ابلاغیه را از طریق وکیل فرستادیم، غرامت برای ایشون داره محاسبه میشه. چون ایشون با علم به اینکه کارش جرمه داره این حرف ها را میزنه. قبلاً می‌توانست بگه من آگاه نبودم، ولی چون برایش ابلاغیه وکیل رفته، ایشون دیگه آگاه شده. پس هر روزی که ایشون حرف های بی اساس می زنه غرامت براش محاسبه میشه.

نکته بعدی اینه که ایشون ادعا می‌کند که دادگاه‌های ایران معتبر نیست و داخلش نفوذ می شود و … . خب مگه نمی گویی دانشگاه آمریکاست. مگر نمی گویی من مدرک دانشگاه آمریکایی رو جعل کردم، مگر تو خودت توی آمریکا نیستی؛ برو از من توی آمریکا شکایت کن. اونجا به عنوان مدعی العموم برو و بگو ایشون مدرک دانشگاه کشور شما را جعل کرده است و داره می‌فروشه. این لمپن بازی ها و جیغ و داد ها برای چیه؟ برو اونجا از ما شکایت کن. بالاخره یا ما می توانیم جواب بدیم یا زمانی که رفتیم خارجی می آیند ما را می گیرند. یک اتفاقی بالاخره می افته؛ چرا فقط حرف می‌زنی؟ برو فردا صبح شکایت کن. ما هم جواب داریم، ما هم دلیل داریم. ببینید اینکه تو بخواهی با لمپن بازی در فضای مجازی و اپوزیسیون نمایی – که من مصلح مملکت هستم و من فلان هستم – کار به جایی نمی رسه. تو از این حرف هایی که میزنی سوء نیت داری، تو دنبال انفاعات مالی هستی. تو دنبال یک چیزی هستی که در ادامه توضیح میدم دنبال چی هستی.

و سومین نکته در رابطه با اقداماتی که علیه ایشون داره انجام میشه بگویم. ایشون در ایران محکوم شدند. با وجود اینکه همیشه داره ادعا میکنه که بازپرس به من اجازه دفاع نمی دهد – عزیزم شما خواب تشریف داری – شما یک بار محکوم شدی، ما خودمون یک بار محکومت کردیم، به وکیلت هم ابلاغ شده و وکیلت نیومده برای دفاع. شما به مجازات محکوم شدی و رای شما هم قطعیست شما پرونده دیگری داری که میگه به من اجازه دفاع نمی دهند. ایشون یا آگاهانه یا ناآگاهانه خودشو زده به اون راه. قوانین مملکت است و برای تو هم فقط نیست برای همه است. به وکیل متهم تا قبل از آخرین دفاع اجازه صحبت نمی دهند. این قوانین مملکت ماست. تا قبل از آخرین دفاع باید خودت بیایی.

آخرین دفاع که انجام بشه می‌تونی وکیلت از شما دفاع کنه. میگه وکیل من را توی دادگاه راه نمی دهند. اتفاقاً وکیل تو رو تو دادگاه راه دادند، وکیل تو اعلام وکالت کرده است؛ وکیل شما گزارش کارشناسی بهش ابلاغ شده -پس تو از کجا آوردی گزارش کارشناسی را خوندی؟ – پس وکیل شما را به دادگاه راه دادند. اجازه دفاع به ایشون نمی دهند. چون قانون مملکته. تا آخرین دفاع به ایشون اجازه نمیدهند.

حالا این پرونده چرا انقدر طول کشیده؟ چرا دو – سه سال طول کشیده؟ به خاطر اینکه ما هم از خود ایشون و هم از تمام اطرافیانش که می آیند توی تلگرام وب آموز یا جاهای مختلف صحبت می کنند شکایت کردیم؛ خب ببینید چون افراد زیادی توی پرونده هستن و ما داریم این ها را رسیدگی می‌کنیم، زمان پرونده طولانی میشه. خب خیلی از اینا احضار می شوند توی دادگاه – دادگاه که شوخی نداره – برای طرف قرار تأمین صادر میکنه، میگه بیا سند بگذار، جواز کسب بگذار، پدرشون باید بیاد، برادرشون بیاد و اتفاقات خوبی معمولاً توی این داستان براشون نمی افته. اگر این موارد را نیارند، بازداشت می شوند و این موضوع خیلی بده.

من خودم یک بارش را رفتم، دیدم مثلاً یک چند تا جوان خیلی ساده لوح و کم سن وارد یک فرایند مجرمانه شدند، به واسطه یک کسی که توی دادگاه محکوم شده است و این ها به عنوان شریک جرم به نوعی توی دادگاه احضار می شوند. دادگاه که شوخی نداره، میگه آقا شما این پیام را دادی یا نه؟ اگه بگه ندادم که مستند شده، کارشناس نوشته، پلیس فتا تأیید کرده. چیکار می‌کنه؟ دادگاه قرار صادر می‌کنه باید سندی، جواز کسبی، چیزی بگذارند وگرنه باید بروند زندان. خب چرا؟ گفتن این کلمات برای من مشمئز کننده است. بعضاً گریه می افتند، ناراحت هستند می آیند می گویند آقا رضایت بده. اون سری که رفتم همشون را رضایت دادم. چون روحیه من نیست.

ولی خب وکیلم گفت دیگه تو رو راه نمیدم چون باید این موارد رسیدگی بشه. خب این بده. چرا اینا گول خوردند؟ چون این‌ها فکر می‌کنند که آقای محمد جرجندی مصلح است، یک فرد منتقدی است به وضعیت اقتصادی – حالا وضعیت اقتصادی کشورمون یه کم دچار مشکل شده و این ها هم دارند موج سواری می‌کنند – این جوان ها فکر می‌کنند لابد ایشون مصلحه، برای این مملکت داره یک کارهایی میکنه، اصلا هرکی خارجه خوبه، هرکسی داخله بده، تفکرات اشتباهی که هست و ایشون هم داره از طریق این جوان ها موج سواری میکنه؛ و این نتیجه اش خوب نیست. این افراد الکی یک سابقه کیفری پیدا می‌کنند به خاطر حمایت از یک کس دیگه‌ که محکوم شده است.

ما هم سفت و محکم هستیم و تا آخرش را می رویم. لذا به نظر من باید افراد دقت بیشتری کنند که دارند به چه کسی اعتماد می کنند. و آخرین کاری که ما کردیم بحث اینترپل هست. ما به زودی طبق اقدامات قضایی که کردیم چراغ اینترپل ایشون را روشن می‌کنیم. ایشون پاشو دیگه نمی‌تونه از خاک ایالات متحده آمریکا بگذاره بیرون. البته من احتمال میدم همین الان هم چراغ اینترپل ایشون روشن باشه، چون ایشون شوکات دیگری هم دارد. افراد دیگری هم از ایشون شکایت کردند و خب اگر ایشون را اینترپل دستگیر کنه، به ایران برمیگرده و اینجا اون محکومیت های سنگین و اتفاقات خیلی بد بابت اقداماتی که انجام داده گریبان گیرش می کنه.

ما قطعاً این کار را می کنیم یعنی برنامه ما این هست، ما رهاش نمی کنیم. این موضوع را هرگز رها نمی کنیم و به شدت پیگیر هستیم. می دونید اشکال ایشون چیه؟ آقای جرجندی من را با بقیه کسایی که درباره اونها صحبت می کنه اشتباه گرفته، من با اونها خیلی فرق دارم. شما میری یک سری آدم رو پیدا می کنید، بعضی هاشون تخلفات مالی دارند، بعضی هاشون تخلفات دیگه دارند. اینها می‌ترسند از تو شکایت کنند چون می گویند یک کارهای خلافی کردیم دیگه، ولی ما که کاری نکردیم روی این موضوع هم پافشاری می کنیم، تا آخرش هم می رویم و کاری میکنیم که ایشون از کرده خودش پشیمان بشه و این را به ایشون به صورت قطعی میگم. چون می دونم این ویدیو را نگاه میکنه.

علت جوایز متعدد دکتر آریا پارسا و گروه بین المللی پارس پندار نهاد چیست؟

دکتر آریا پارسا: تقدیر شدن در مراجع دولتی تابع این هست که شما مثلاً تو یک جشنواره‌ که دارای جایزه ملی هست، تو یک موضوعی شرکت کنی، اون حداقل‌هایی که مدنظر است را داشته باشی یعنی انجام داده باشی، در نهایت این جایزه را به شما می دهند. خب غیر از اون شما باید تأیید حراست هم به احتمال زیاد داشته باشی یعنی شما شرکتی باشی که تخلفاتی برای شما ثبت نشده باشه. خب حراست هم که مراجع امنیتی کشور هستند. اون ها ما را استعلام می‌کنند. ما به واسطه اینکه از تمام اتهام ها تبرئه شدیم، بنابراین پرونده ما توی دستگاه امنیتی هم سفید است. پس ما تاییدیه حراست می شویم.

شرکت ما هم شرکت معتبری است. نزدیک به ۱۰۰۰ نیروی انسانی بیمه شده داره، ده ‌ها ساختمان و فضای کار در سراسر دنیا داره، نیروهای مجرب داره، شرکتی نیست که یک سال و دو سال سابقه داشته باشه. بیش از ۱۵ ساله که این شرکت فعال هست. خود من بیش از ۲۰ سال سابقه بیمه دارم، یعنی من چند سال دیگه بازنشست میشم و خدمت شما عرض کنم که همه شرایط و ضوابط را داره. خب ما شرکت کردیم و جایزه هم گرفتیم. چه ربطی به نفوذ در اینجا و اونجا داره؟ پس این همه آدم که هر روز دارند جایزه می گیرند، همشون در سیستم‌های دولتی نفوذ دارند؟ این حرف ها حرف های بی‌پایه و اساس است.

شرکت ما شرکت معتبری است، خیلی هم جایزه گرفتیم، خیلی جایزه هم تو راه داریم که بگیریم. ما برای کشور افتخار آفریدیم، کارهای بزرگی کردیم، حق ماست که جوایز ملی بگیریم و مطمئن باشید که در سالهای آینده هم این کار را تکرار خواهیم کرد.

ادعاهای مربوط به گزارش کارشناس رسمی دادگستری

دکتر آریا پارسا: آقای محمد جرجندی بمی علاقه بسیار زیادی دارد به اینکه حقایق را یا یک بخش‌های اش را نشون بده یا کلاً نشون نده. من فایل کامل گزارش کارشناس رسمی دادگستری را منتشر می‌کنم، دوستان بروند قشنگ بخونند و بعد قضاوت کنند.

ایشون اومده یه تیکه بالای این گزارش را بریده؛ سؤال قاضی این بوده که این NIUTM دانشگاه نیویورک هست یا نیست؟ کارشناس ابتدا گفته که اومده ما دانشگاهی به نام نیویورک داریم که توی آمریکاست و … . بعد در ادامه گفته این NIUTM اون دانشگاه نیست. آقای جرجندی اون قسمت ها را نمیگه. فقط قسمت اولش را میگه که کارشناس گفته ما یک دانشگاهی داریم در نیویورک؛ ایشون این تیکه را بریده و گذاشته گفته کارشناس‌های رسمی دادگستری دارن حرفهای اشتباهی می زنند. یعنی آقای جرجندی استاد تیکه پاره نشون دادن وقایع و جدا کردن و تقطیع کردن مطالب و بریدن یک قسمت از صحبت یا یک قسمت از یک کار است. وگرنه اگر کسی واقعاً دنبال حقیقت باشه، دنبال سوت زنی باشه، آیا دنبال این کارها میره؟

اصلاً کجای دنیا، سوت زنی و لمپنی با هم ترکیب میشه؟ کدام سوت زن درجه یک را توی دنیا می‌بینی که این کارها را انجام بده؟ شما مثلاً توی رسانه‌های خارجی می بینید که یک خبرنگاری می‌رود و مثلاً یک مطلبی رو کشف می‌کنه از مثلاً یک رئیس‌جمهور یا وزیر یا مسئولی، یک موضوعی را کشف می‌کنه و بعد میاد این را منتشر می‌کنه.

کدومشون فحاشی می‌کنند؟ کدوم یک از این سوت زن ها فحاشی می‌کنند؟ ایشون همیشه میگه نمی‌دونم دادگاه به ما اجازه دفاع نمیده، تو چرا اجازه دفاع به کسی نمیدی؟ چرا اجازه دفاع نمیدی؟ اینکه تو به یک نفر انواع و اقسام توهین ها را بکنی و بعد بگویی بیا لایو من، اسمش اجازه دفاع نیست. تو اول یک موضوعی را کشف می‌کنی و می‌فرستی برای طرف. می گویی من یک سوت زن بااخلاق هستم، من این مطالب را علیه شما کشف کردم شما بیا و توضیح بده، توضیحات را می‌شنوم و بعد دو تا را منتشر می‌کنم. یعنی می گویم این مطالب اینم توضیحات. نمی ایم مطالب را دستکاری کنم، نمی ایم تفسیر خودم را بزنم.

ایشون مثلاً اینجوری توضیحاتش را میده. یک مطلبی را به دروغ و با آب و تاب و توهین و فحاشی و دزد و شیاد و کلاهبردار و این ها منتشر می‌کنه، بعد برداشت خودش از دفاعیات طرف را هم منتشر می‌کنه. اصلاً کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ یکی از دلایلش اینه که ایشون تحصیلات دانشگاهی نداره، یعنی اصلاً با چیزی به نام تحصیلات دانشگاهی، یا مثلا توی بحث حقوقی با آیین دادرسی و … غریبه است. اصلاً نمی‌دونه از طرف دفاع می خواند و عین کلام طرف را منتشر می کنند. ایشون اگه با مفاهیم رسانه آشنا بود می فهمید که شما اجازه ندارید حتی یک “از” یا “به” از جمله شخصی کم یا زیاد کنی.

ایشون خودش یک چیزی را میگه، برداشتش از صحبت های طرف هم برمی‌داره می‌گذاره به عنوان دفاع طرف و بعد میاد منتشر می‌کنه، این موارد مربوط به سواد رسانه‌ای است که ایشون نداره. من سؤالم اینه که در کجای دنیا یک سوت زن ادبیاتش اینطوریه؟ دلایل اون تقطیع شده است. همیشه در حال توهین هستند، فضایی که بر کانال ایشون حاکمه فضای فحاشی است. یعنی ایشون میاد یک چیزی را میگه، بعد الفاظ رکیک به کار می‌برند، نمی‌دونم توهین می‌کنند، الفاظ بسیار رکیک و مشمئز کننده و زشت به کار می برند، به خانواده طرف توهین می‌کنند.

نمی دونم کجای دنیا اینطوری رفتار می‌کنند؟ شما که قرار است سوت زن باشی، شما که منتقد هستی، آیا اگر شما منصبی داشتی و می‌توانستی کاری واسه این مملکت بکنی با این روحیاتی که داری، می‌توانستی؟ کدام یک از افراد آگاه و دانشمند در کشور ما ایشون را تأیید می‌کنند؟ هیچکس! شما تا حالا دیدید یک استاد دانشگاه یا یک فرهیخته دانشگاهی بیاد از زحمات آقای محمد جرجندی تقدیر کنه؟ این کار را نمی‌کنند. چون ایشون یک لمپن فضای مجازیست. ایشون عادت داره به توهین کردن، ادبیات سخیف، مشمئز کننده. من ایشون را سوت زن نمی‌بینم. من ایشون رو یک فردی می‌بینم که از این راه می خواهد ارتزاق کنه، روش بدی هم انتخاب کرده است.

اصلاً فرض می کنیم ایران بد است، سیستم قضایی ما بد است، همه چیز اینجا سیاه است، چرا خود مثلا توییتر یا اینستاگرام حساب شما را می بنده؟ شما میگی من را ریپورت می‌کنند و … . تو هم دفاع می‌کنی چرا باز دفاعیات تو را قبول نمی‌کنند؟ چرا مرتب شما رو بلاک می‌کنند؟ اون ها هم شما رو شناختند برادر.

همین الان لینک ویدیوهای ایشون در کانادا در رابطه با من وجود نداره. چون دولت کانادا فهمیده که ایشون داره حرف بی‌ربط می‌زنه. فقط صرفاً بحث کپی رایت نیست، بحث توهین هم هست، بحث اخبار دروغ هم هست. شما در خود ایالات متحده آمریکا هم داری روز به روز محدودتر می شوی. علتش چیه؟ من علتش را میگم. نقد غیر منصفانه، فحاشی و بدون دلیل حرف زدن. دلایلی است که باعث میشه هیچ وقت ایشون به عنوان یک خبرنگار یا به عنوان یک رسانه دیده نشه.

نظر هوش مصنوعی نسل 4 راجع به اظهارات محمد جرجندی

دکتر آریا پارسا: خب ببینید هوش مصنوعی که درباره اشخاص اظهار نظر نمیکنه. چون تا از هوش مصنوعی درباره شخصی می‌پرسید، میگه که مثلاً من نمی‌توانم درباره اشخاص جواب بدم یا من به اینترنت اتصال ندارم که بتوانم اطلاعات دقیقی بدم؛ ولی میاد در رابطه با اینکه چقدر می توان به یک خبر اتکا کرد نکاتی را مطرح می کنه.

خب ما این رو منتشر می‌کنیم که دوستان ببینند. همانطور که می دونید هوش مصنوعی نسل چهار، میلیون‌ها مطلب و میلیاردها خط کتاب و مطالب و بحث های مختلف رو می‌خونه، آنالیز می‌کنه و در نهایت یک جوابی رو تولید می‌کنه. جوابی که به من میده شاید جوابی نباشه که به شما بده، ولی به طور کلی الفبای اون یک الفبای نسبتاً دانشگاهی و علمی است.

خب حالا شما نگاه کنید هوش مصنوعی اومده میگه که اولاً شما ببینید آیا این مطلبی که درباره یک کسی مطرح می‌شود بر اساس چه منابعی است. منبع ایشون چیه؟ منبع آقای جرجندی خودشه. ایشون یک چیزاهایی درآورده به عنوان منبع و میاد میگه. منبع تو رو کی تأیید کرده؟ کجا تأیید کرده؟ کدام مرجع قضایی – حالا چه تو امریکا چه تو ایران – منبع تو را تایید کرده؟ منبعی که نداری، از خودت درآوردی.

نکته دوم هوش مصنوعی اومده میگه که با نگاه نقادانه به این موضوع نگاه کنید. میگه برید ببینید چه اشخاص دیگری هم همین ادعا رو مطرح می‌کنند؟ چه اشخاص دیگری این ادعا رو نسبت به ما مطرح می‌کنند؟ فقط خود آقای محمد جرجندی این حرف ها را میزنه. کس دیگه‌ای نیست. کس دیگه‌ای نیست. یعنی شما شخص دیگه‌ای را نمی توانید پیدا کنید که مثلاً جایگاهی داشته باشه و بخواد بیاد چنین صحبت هایی را مطرح کنه.

این‌ها بحث سواد رسانه‌‌ای است. ببینید این بحث سواد رسانه ای است که وقتی شما می خواهی یک خبر منتشر کنی، اون خبر باید یک اصول و چهارچوبی را داشته باشه. هیچ‌کدوم از چارچوب‌های رسانه‌‌ای تو ادعاهای آقای محمد جرجندی اصلاً رعایت نشده است. من مواردی که در لیست هوش مصنوعی است را منتشر می کنم (موارد مربوط به بررسی صحت یک خبر). ببینید کدام یک از این‌ها در حقیقت متقن است؟ دلایل آقای محمد جرجندی متقن نیست. ولی انقدر این مطالب را گفته و تکرار کرده و تکرار کرده که دیگه خودش هم باورش شده است. بعضی از این فالوورهاش هم فکر می‌کنم باورشون شده است.

این حکایت جالبه. می گویند مولا نصرالدین سر یه کوچه ایستاده بود و به هر کسی که رد میشد میگفت ته کوچه آش میدن. همه با یه دیگی چیزی می‌رفتند ته کوچه. بعد یه مدت ملانصرالدین پیش خودش گفت: نکنه واقعا آش می دهند؟ خودش هم یک دیگ برداشت و رفت ته کوچه. لذا یک چیز را چطوری میشه توی ذهن افراد فرو کرد؟ با تکرار! مرتب صبح تا شب اون موضوع را تکرار کن. حالا این هم جالبه بدونید؛ یه تحقیقی را من داشتم مطالعه می‌کردم که این افراد جهادی توی داعش یا جاهای دیگه، چطور میشه که به این درجه می‌رسند که خودشون را منفجر می‌کنند؟ فهمیدند که این ها همون شستشوی مغزی است، یک چیز را مرتب روی مغز اینه تکرار می کنند. چون تکرار باعث باور میشه. شما هر چیزی را که زیاد بشنوید، تبدیل میشه به یک باور در تو. ما خیلی باید مواظب باشیم که  در معرض چه مطالبی و چگونه قرار می‌گیریم؟

علت رفت و آمد دکتر آریا پارسا به کشور کانادا

یادمه چند وقت پیش یکی از بچه ها یک عکسی برای من فرستاد که آقای جرجندی کار کرده بود که فلانی (یعنی من) رفت کانادا. خب کی چی؟ مگه رفت که دیگه برنگرده؟ بنده سالی چهار یا پنج بار یا شاید حتی بیشتر به کانادا مسافرت می کنم. من همین یک ماه پیش کانادا بودم. ممکنه دوباره برای عید نوروز برم اونجا. دلیلش چیه؟

اولا من سه تا دفتر توی کانادا دارم. هم تورنتو دارم، هم ونکوور دارم. هم بخش از خانواده ام اونجا هستند. میرم خونواده ام را ببینم، میرم کارهامو انجام بدم. این خیلی طبیعیه؛ ولی من تابعیت هیچ کشوری را نگرفتم و خدمت شما عرض کنم که من اقامت کاری دارم – چون بالاخره اونجا بیزینس دارم – ولی فقط تابعیت کشورم را دارم. چرا؟ چون کشورم را دوست دارم و می خواهم در کشورم کار کنم. هیچ دلیل دیگه‌ ای هم نداره و ایشون به جنجال و پروپاگاندارا علاقه دارد.

انگیزه محمد جرجندی از انتشار اکاذیب

دکتر آریا پارسا: ببینید آقای محمد جرجندی به چند دلیل سعی می‌کند اپوزیسیون نمایی کند و برایش انتفاعات مالی دارد. آیا از ما درخواست پول کردند؟ بله، تو پرونده اورده شده، مدارک و مستنداتش هم وجود دارد. ایشون میگه بیا کل وب آموز را از ما بخر به مبلغ یک میلیون دلار، من کلا وب آموز را به شما می‌فروشم. حتی تو پیامهای اخیرش هم یک نفر برای من اسکرین شات فرستاد که مستند هم شد؛ ایشون نوشته بود که این ها پول ندارند که بیان وب آموز را از من یک میلیون دلار بخرند. ایشون کل این قضیه را یک میلیون دلار می فروشه. دنبال پوله. احتمالاً بعدش می خواهد برود و نمیدونم مثلا یک وب آموز 2 راه بندازه.

نکته بعدی این هست که ایشون چند راه و منبع درآمدی دارد، منابع درآمدی ایشون را هم من الان خدمتتون عرض می‌کنم. اولاً اپوزیسیون نمایی برای ایشون خوب است، چون ایشون کیس پناهندگی دولت آمریکاست، می‌خواد بگه من جونم در خطر هست و از این حرفها. از این موضوع لذت می‌بره چون برای کیس پناهندگی اش به دردش می‌خوره.

نکته بعدی اینکه ایشون از این راه درآمد دارد. چه درآمدهایی دارد؟ یک- یوتیوب؛ ایشون مرتب لایوهایی می‌گذاره توی یوتیوب، یک سری جوان هم جمع کرده تو کانالش، می‌بره توی یوتیوب و داره از یوتیوب بابت بازدید کانالش پول می‌گیره. یک راه درآمدی دیگه اش اینه که مثلا مثلاً یه خبر علیه یک نفر بگذاری و بعد یک پولی بگیری. شما دقت کنید، ایشون علیه یک سری افراد یک مطلب گنگی می‌گذاره که اون افراد مثلاً بترسند و بیایند یک پولی بهش بدهند و دیگه موضوعش را مطرح نکنه. موارد متعددی در این زمینه وجود داره، این هم مستند شده که ایشون یکی از راه های درآمدی اش از طریق همین اخاذی است.

یه راه درآمدی دیگه اش که من اسمشو می‌گذارم لنگر کردن اینه که ایشون میاد به یک سری آدمایی که رو به رشد هستند – مثل خیلی از این سلبریتی‌ها، بازیگرها مثلاً همین خواننده لس آنجلسی ساسی مانکن -وصل میشه و چون بازدید مطالب این افراد زیاده باعث میشه ایشون هم بازدید بگیره. میخواد خودش را در حقیقت لنگر کنه به ایشون و بازدیدهای خودشو ببره بالا و پول بگیره از یوتیوب و جاهای مختلف و مدام میاد این موضوعات را مطرح میکنه میگه، میگه، میگه و میگه. چرا؟ چون میخواد لنگر بکنه برای بحث بازدید.

نکته بعدی چیه؟ ایشون دونیت می‌گیره. میاد میگه من اپوزیسیون مملکت هستم من دارم، فلان کار را می کنم و … . یک سری بنده خداها که در خارج از کشور هستند، فکر می‌کنند ایشون مثلاً مصلح مملکت است و … . میرن به ایشون دونیت می دهند. یه مبالغی ماهیانه به ایشون پرداخت می کنند.

یه راه دیگه ایشون برای کسب درآمد که تو همین دونیت داره انجامش این شکلیه – من اسمش ررا می گذارم دونیت ترس –  میاد مثلاً میگه من انتظار دارم شرکت های داخل ایران بیایند و به من دونیت کنند. مثلاً یکسری شرکتهایی که ممکنه مسائلی داشته باشند از ترس اینکه ایشون یه خبری علیه شون کار نکنه، بیایند و یک پول هایی به ایشون پرداخت کنند و بعد ایشون مثلاً مطلبی علیه اون ها کار نکنه. خب این هم بالاخره به نوعی یک راه دونیت زوری است.

یک راه دیگه هم اینه که بالاخره وقتی تو خودت را اپوزیسیون نشون بدهی، چهار تا از این رسانه‌های غربی مثل VOA و بی بی سی فارسی و … می آیند و باهات مصاحبه می‌کنند. یک مبلغی هم به شما می دهند دیگه. می دونید که ایشون شغلی نداره و بیکار هست و از این راه داره ارتزاق می‌کنه. بالاخره این روش درآمدی است که ایشون انتخاب کرده است. روش ایشون، روش زشتی است، شأن کار پایینه. من بهش توصیه می‌کنم که یک کار خیلی بهتری پیدا کنه. من فکر نمیکنم که خانواده اش هم با شغلش موافق باشند. قطعاً تو خونه شون هم بابت این قضایا سرزنش هم میشه.

مدارک مربوط به محکومیت محمد جرجندی

دکتر آریا پارسا: ما خودمون تمام رأی های محکومیت ایشون که خودمون هم درگیر بودیم را منتشر می‌کنیم. بله ما ایشون را یک بار محکوم کردیم، ایشون جاهای دیگه هم مرتب محکوم شده و یک پرونده باز خیلی بزرگ هم ما از ایشون داریم که انشاالله به زودی این هم وارد دادگاه میشه و اونجا هم انشاالله محکوم میشه. ایشون به خاطر تکرار و تعدد جرایم – چون هم جرمش را تکرار کرده و هم تعدد جرایم داره – قطعاً حکمی که براشون بریده میشه، حکم آسونی نخواهد بود.

ببینید ایشون به طور کلی ممنوع الورود نیست، ایشون می‌تونه به کشور برگرده. ولی وقتی وارد کشور بشه، قطعاً باهاش برخورد قضایی میشه. شاکی که کم نداره و چیزی ما به نام ممنوع الورودی پیرامون ایشون فکر نمی‌کنم اصلاً وجود داشته باشه. از لحاظ شخصیتی هم میشه به ویدیوهای خودش استناد کرد. ایشون خودش توی ویدیوها و مطالب خودش میاد و میگه من عقده‌ای شده ام، عقده‌ای هستم. خب وقتی کسی خودش درباره خودش این حرف ها رو می‌زنه ما دیگه درباره اش چی بگوییم؟

علت تغییر نام دکتر آریا پارسا

ایشون خیلی دوست دارد اینطور وانمود کند که به خاطر اینکه من به آقای ماکان آریا پارسا پرداختم ایشون مثلاً رفته تغییراتی تو اسمش قرار داده است. دوست عزیزم! تو یک سال قبل از اینکه بیایی و این اظهارات دروغ را علیه ما منتشر کنی، ما این اقدامات را شروع کردیم. ولی خب چون بحث دادگاهی است، بحث اداره ثبت است و زمان بر می باشد، حدوداً یک سال بعد از اینکه ایشون به ما پرداخت، این موضوعات تموم شد و ما انجام دادیم. پس اولاً هیچ ارتباطی به این آقا ندارد.

اما دلیلش چیه؟ من چند تا دلیل دارم. اولاً- من خانواده پرجمعیتی داشتم (از طرف پدری) و من یک مقاطعی نیاز به کمک برای راه اندازی شرکتم داشتم. خب کمک کمتری از طرف خانواده پدری خود گرفتم – یعنی در واقعیت اصلا کمکی نگرفتم – لذا دوست داشتم که موفقیت خودم به نام خودم دیده بشه. دلیل دوم این است که بالاخره من دنبال بحث موسیقی بودم، می خواستم کتاب منتشر کنم، برند شخصی برایم مهم بود؛ دوست داشتم یک نام ایرانی رو برای خودم انتخاب کنم که بتوانم اون اهدافی که از نظر برندینگ شخصی دارم را محقق کنم. دلیل واقعی این است نه اظهارات آقای جرجندی.

مدارک تحصیلی دکتر آریا پارسا

دکتر آریا پارسا: من نزدیک ۴۰ سالم هست و بیش از ۲۰ سال سابقه بیمه دارم، یعنی بیش از 20 سال سابقه کار به صورت رسمی دارم. مدارک تحصیلی من به این صورت هست: لیسانس من، کارشناسی مهندسی صنایع است فوق لیسانس من دو تا هست، یکی از مدیریت MBA از دانشگاه امیرکبیر و دیگری اقتصاد بازرگانی از دانشگاه اشتنبایس برلین آلمان. مدرک دکتری من کارآفرینی است. فوق دکتری من در حقیقت آینده پژوهی در حوزه کارآفرینی است. یک پسا دکترای دیگه هم دارم می خوانم. از نظر علمی، من ۳۲ جلد کتاب نوشته ام. در حال حاضر هم استاد دانشگاه و پژوهشگر برترین دانشگاه علمی کشور هم هستم.

گواهینامه خلبانی دکتر آریا پارسا

دکتر آریا پارسا: خب در رابطه با سؤالی که می‌پرسید باید بگویم که اولاً من مدرکم را اخیراً نگرفتم، من گواهینامه خلبانی را از قبل داشتم، ولی اخیراً آن را ارتقا داده ام. چون این مدرک خلبانی چندین سطح داره و من همین الان هم دانشجو هستم و تا سطح استاد خلبانی اش را می خواهم بروم. خیلی به خلبانی علاقه دارم، جدا از این که هیجان زیادی ایجاد می‌کنه و این هیجان به بالندگی کمک می‌کنه، باعث میشه آدم بهتر فکر بکنه، افکارش جوان بماند.

جدا از این موضوع، خلبانی خیلی مدیریتی است، تو باید هم زمان چند تا چیز مختلف را مدیریت کنی و از این لحاظ هم من احساس می‌کنم که این یک نوع تمرین مدیریت و یا رهبری است. لذا من خیلی به حوزه خلبانی علاقه‌مندم.

فعالیت گروه بین المللی پارس پندار نهاد در حوزه موسیقی و هنر

دکتر آریا پارسا: من اخیراً شرکت پارس پندار نهاد را در زمینه اقتصاد فرهنگ دارم فعال می‌کنم. چرا؟ چون من معتقدم که اقتصاد فرهنگ و هنر، ارزش افزوده بسیار زیادی داره و جای کار خیلی توی اون هست. شما نگاه کنید یه موضوعی مثل طراحی لباس و طراحی جواهرات که من در حال فعالیت در این حوزه هستم، چقدر می تواند ارزش افزوده ایجاد کنه.

از اون طرف بحث تهیه کنندگی موسیقی را در نظر بگیرید. خب شما نگاه کنید یک سانس از یک کنسرت که برگزار میشه، چه درآمدی میتونه ایجاد کنه. اگر شما درست بتوانی استعدادها را شناسایی کنی، بالنده شون کنید.  تبلیغاتی که میشه در این حوزه جذب کرد، هزینه‌هایی که بابت بحث های فرصت های تبلیغاتی  گرفت، معرفی ستاره‌ها و سلبریتی‌ها و انواع و اقسام کارهایی که در این حوزه می‌شود انجام داد.

در حال حاضر من تهیه کنندگی آقای فرزاد و فرزین را در شهر تهران به عهده دارم. خب ایشون یکی از بهترین خواننده‌های کشور است؛ بیش از 2۰ ساله که داره فعالیت می‌کنه، همیشه ستاره بوده، همیشه توی چشم بوده و افتخار دارم که با ایشون همکاری داریم.

سریالی را تحت عنوان قطب شمال داریم می سازیم؛ پخش سینمای خانگی هست. سال آینده در سینمای خانگی پخش خواهد شد. من معتقدم این سریال یکی از بهترین سریال های شبکه خانگی خواهد بود. بازیگران بسیار قوی دارد، بازیگرهای بسیار خوبی در اون بازی می کنند. داستانش داستان بسیار زیبایی است و من معتقدم که بسیار مورد علاقه مخاطبین قرار خواهد گرفت. نمی‌توانم توضیحات بیشتری در رابطه با سریال بدم، چون دیگه خودتون از حساسیت های کار اطلاع دارید، ولی من مطمئنم که یک سورپرایز بزرگ را برای مردم کشورمون در این سریال شبکه خانگی خواهیم داشت.

خوانندگی دکتر آریا پارسا

به حضورتون عرض کنم که من همیشه یک علاقه قدیمی به حوزه موسیقی داشتم، چون من از بچگی یک کم ساز زدم، کارهای موسیقیایی کردم، کارهای متنوع کردم و … . ولی خب هیچ وقت این فرصت فراهم نشد که من بتونم این مسیر را دنبال کنم. بعد از آشنایی با آقای فرزین و دوستانشون نظیر آقای طغرایی – که از آهنگساز های خوب کشور هستند-  و دیگر دوستان، به من گفتند که این کار شدنی است؛ یعنی تو میتونی تو این فضا حرکت کنی. من یک دانش مختصری داشتم، به کمک دوستان آن را یک ذره بارورتر کردم.

موزیکی را تحت عنوان شب یلدا – که مناسبتی هم بود – و در مناسبت شب یلدا منتشر شد، بی نظیر جواب داد. ببینید پیج اینستاگرام عمومی من سه چهار ماه یا پنج ماهه که فعال شده و کلاً 5 یا ۶ هزار تا فالوور بیشتر نداره. اما توی همین پیج که من دارم، این ویدیو بیش از ۲ میلیون و 100 هزار تا بازدید خورد؛ شبکه های مختلفی اون را نمایش دادند. خیلی مورد استقبال قرار گرفت. با وجود اینکه شب یلدا تموم شده اما من می بینم که هنوز مردم دارند این را گوش می دهند؛ پخش میشه و … .

25 تا آهنگ موسیقی آماده دارم که بعد از گرفتن مجوزات و بعد از انجام مراحل قانونی، انشاءالله دونه دونه منتشر میشه. کار دلی است. خیلی دنبال اون مارکت مالی اش نیستیم، ولی دوست داریم یک کاری بکنیم که برای کشور ارزنده باشه.

صحبت پایانی

دکتر آریا پارسا: ببینید خیلی مشخص است که هر چقدر شما موفق‌تر بشی، جلوتر بری، از این حواشی بیشتر خواهی داشت؛ یک چیز خیلی طبیعی است. شما میبینید که تمام این سلبریتی‌ها یکسری حواشی را به دنبال دارند. چرا؟ به خاطر اینکه معروف هستند، مردم دوست دارند به اونها توجه کنند، خیلی دوست دارند درباره زندگی شون بدانند، آگاه بشوند. پس شما هرچه بیشتر پیشرفت می‌کنی، اینطور مسائل برای شما بیشتر هست. میگن قطاری که حرکت نمی‌‌کند را کسی بهش سنگ نمی‌زنه. لذا ما که پذیرفتیم، داریم زندگی مون را می‌کنیم. روز به روز خدا را شکر داریم شرکتمون را توسعه می دهیم، کار بهتری انجام می دهیم، به مردممون داریم خدمت می‌کنیم، افتخار هم می‌کنیم از این بابت. خیلی هم جدی نمی‌گیریم. بالاخره تعدادی وکیل روی این پروژه‌ها داریم که دارند اقداماتی انجام می دهند. خودمون هم داریم کار خودمون را می‌کنیم. جمله خیلی معروفی هست که شاید بد نباشه بشنوید، میگه اگر شما بتوانید کاری کنید که رقبا و دشمنان شما روی شما تمرکز کنند در حالی که شما روی کارتون تمرکز کردید، شما قطعاً موفق می شوید.

دکتر آریا پارسا: خیلی ممنونم از شما که وقت گذاشتید، بسیار متشکرم و براتون آرزوی موفقیت و بهترین‌ها را دارم. خدانگه دار.